اطلاع رسانی

http://shahmir.org/page.php?16

Paypal


جستجو درمان در منزل دکتر شاهمیر | پرستاری درمنزل | بيمارستان در خانه شما

[/html]

از لرزش دست تا از دست‌دادن كنترل بدن، پاركينسون

 نسخه مناسب برای چاپ - افزودن این مطلب به بالاترین افزودن این مطالب به سایت دنباله افزودن این مطلب به سایت کلوب ADD TO DIGG ADD TO REDDIT






اگر مي‌خواهيد بيماري پاركينسون را بيشتر بشناسيد بايد پاي درددل مشهورترين بوكسور سنگين‌وزن جهان، محمدعلي كلي بنشينيد. مسلمان بودن اين ورزشكار مشهور ايالات متحده باعث شد كه ما ايراني‌ها او را خيلي دوست داشته باشيم. هنوز يادمان است كه تا نيمه‌هاي شب بيدار مي‌مانديم تا پيكارهاي جانانه وي را با حريفانش ببينيم و پيروز شدنش را جشن بگيريم و بر خود بباليم، اما اين روزها ديدن اين قهرمان هميشگي دنياي اسلام دل دوستدارانش را مي‌لرزاند، چراكه پاركينسون به او هم رحم نكرد، اما او باز هم جانانه با اين بيماري پيكار مي‌كند.

پاركينسون بيماري جديدي نيست و كشف اين بيماري قدمتي طولاني دارد و شواهد حاكي از آن است كه اولين بار دانشمندي انگليسي به نام دكتر جيمز پاركينسون، اين بيماري عصبي را كشف كرد كه ابتدا نام فلج لرزان را بر آن نهاد و امروز دانش پزشكي، نامي بهتر از همان بيماري پاركينسون برايش پيدا نكرده از همين رو پاركينسون همان فلج لرزاني است كه سال 1817 ميلادي براي اولين بار كشف و توصيف شد.

بيماری‌ای كه بافت مغز را تخريب می كند

پاركينسون را بعد از آلزايمر، شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد و متاسفانه اغلب موارد زماني سراغ بيماران مي‌آيد كه سني از آنها گذشته و از هر 100 نفري كه بالاي 60 سال دارند يك نفر پاركينسون را تجربه مي‌كند و اگر بگوييم كه پاركينسون بيماري افراد سالمند است كم بيراه نگفته‌ايم، اگرچه در 5 تا 10 درصد كل بيماران پاركينسوني افراد جوان‌تر هم به چشم مي‌خورند، اما باز هم مي‌توانيد با شهامت بر اين باور باشيد كه اين بيماري در سنين بالا خود را نشان مي‌دهد و تا زمان پيريتان خيلي هراسي در دل نداشته باشيد. اين كه روند بيماري پاركينسون از كجا آغاز مي‌شود براي پزشكان اهميت ويژه‌اي دارد، چراكه تشخيص زودرس اين بيماري يعني كنترل بهتر و درمان مناسب‌تر، از اين رو بد نيست با علائم پاركينسون بيشتر آشنا شويد.

همه پاركينسون را با لرزش اندام‌ها مي‌شناسند كه از نظر پزشكي به آن ترمور (tremor) مي‌گويند، اما معمولا اين علامت در مراحل بعدي بيماري ديده مي‌شود، از اين رو اولين علائم در پاركينسون مرموز هستند و بيمار در مراحل ابتدايي از كندي مختصر در حركات عمومي بدن همچون راه رفتن و اصلاح و دوش گرفتن شكايت دارد.

در مرحله بعدي لرزش وارد دست‌ها مي‌شود و از انگشتان شروع و به ساير اندام‌ها سرايت كند. لرزش يا همان ترمور اندام‌ها شكل خاصي دارند و معمولا به اين شكل است كه شست دست مدام در حال تماس و سايش با انگشت اشاره است و اين حالت به مرور بيمار را كلافه مي‌كند.

علامت ديگر پاركينسون سفتي ماهيچه‌هاست كه اغلب در عضلات گردن و پاها ديده مي‌شود و در مدت كوتاهي نيز درد به آن اضافه مي‌شود و بيمار را در بيشتر ساعات روز مستاصل مي‌كند.

برادي كينزي يا حركات آهسته به مرور در بيمار پيشرفت مي‌كند و به جايي مي‌رسد كه اطرافيان بيمار خيلي از آن شكايت خواهند كرد، چراكه تمامي فعاليت‌هاي بيمار آنچنان كند مي‌شود كه در انجام بعضي از آنها به كمك نياز پيدا مي‌كند. در مدتي كوتاه اگر درمان هرچه زودتر آغاز نشود ديگر انجام فعاليت‌هايي همچون رانندگي، فعاليت‌هاي حرفه‌اي كاري و حتي كارهاي شخصي آنها مختل مي‌شود.

در مراحل پيشرفته بيماري حركاتي همچون پلك زدن، لبخند زدن و حركات لب تماما مختل مي‌شود و واقعا چهره بيمار به گونه‌اي تغيير پيدا مي‌كند كه به نظر اطرافيان عجيب مي‌شود به اين گونه كه صورت بيمار ماسكه مي‌شود و ظاهري خشك و بي‌روح پيدا مي‌كند و شايد اين موضوع از سوي خود بيمار هم قابل تشخيص نباشد و گمان نمي‌كنند اتفاقي افتاده باشد، اما اطرافيان جور ديگري تفسير خواهند كرد.

بيماران پاركينسوني به گونه‌اي خاص صحبت مي‌كنند. به مرور قدرت و فشار لازم در صحبت كردن را از دست مي‌دهند و كار به جايي مي‌رسد كه بيمار براي گفتن يك جمله كوتاه بايد كلي انرژي و زمان صرف كند.

مراحل پيشرفته بيماري بسيار آزاردهنده است. علاوه بر شدت اين علائم، در بلع هم مشكل پيدا مي‌كند و به مرور ديگر قادر به غذا خوردن نيست و ضعف شديدي بر وي حاكم مي‌شود.

پاركينسون را بعد از آلزايمر شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد

در مراحل پاياني، بيماري دمانس يا اختلال در قوه شناخت و ادراك در فرد مبتلا پديدار مي‌شود و كنترل و درمان آنها ديگر براي پزشك كار بسيار مشكلي خواهد شد و در اين شرايط اقدامات درماني مشكلات بيمار را خيلي رفع نخواهد كرد.

پاركينسون را يكي از بيماري‌هاي تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند و ماهيت مزمن اين بيماري خود معضل ديگري است كه به مرور بيمار را ناتوان مي‌كند. به هر حال پزشكان سال‌هاست كه نظريه‌هاي مختلفي را از علل پيدايش اين بيماري مطرح كرده‌اند. اگر مغز مياني را قسمتي از بافت مغز بدانيم، سلول‌هايي در اين بخش هستند كه به آنها substantia nigra مي‌گويند. در پاركينسون اين دسته از سلول‌ها فعاليت ترشحي خود را از دست مي‌دهند و حال بايد ببينيم كه اين فعاليت ترشحي در مغز چه اثراتي را در پي دارد؟

اين سلول‌ها ماده‌اي را ترشح مي‌كنند كه به آن دوپامين مي‌گويند. وظيفه اين سلول‌ها رساندن پيام‌هاي مغزي به ساير قسمت‌هاي زيرين مغز است كه اين پيام‌ها عموما پيام‌هاي سيستم حركتي و عضلات ارادي بدن هستند. در بيماري پاركينسون سلول‌هاي substantia nigra به مرور از بين مي‌روند و طبيعتا ديگر دوپاميني ترشح نمي‌شود كه پيام‌هاي عصبي را منتقل كند. يكي از چالش‌هاي مهم پيش روي متخصصان مغز و اعصاب اين است كه علائم بيماري پاركينسون معمولا زماني پديدار مي‌شود كه تقريبا 70 تا 80 درصد سلول‌هاي مترشحه دوپامين از بين بروند، از همين رو در زمان تشخيص، بافت مغز به ميزان زيادي تحليل رفته است و طبيعتا اين موضوع درمان را مشكل مي‌كند.

همان‌طور كه گفتيم عمده تخريب بافت مغز در مراكزي اتفاق مي‌افتد كه مسووليت كنترل حركتي عضلات ارادي بدن را به عهده دارند، بنابراين علائم پاركينسون عموما در حوزه عضلات ارادي است.

 

عواملی كه شانس بروز پاركينسون را بالا می‌برند

هميشه اين دغدغه در بيماران پاركينسوني وجود دارد كه چرا ما بايد به اين بيماري مبتلا شويم؟ پزشكان پاسخ اين سوال را بيشتر در عللي مي‌دانند كه زمينه بروز پاركينسون را بيشتر فراهم مي‌كند.

سن: بالا رفتن سن خود اولين و موثرترين عامل پيدايش پاركينسون به نظر مي‌رسد به اين شكل كه در افراد بالاي 60 سال، احتمال بروز پاركينسون 3 تا 5 درصد بيشتر از ساير افراد است.

ژنتيک: خيلي از محققان با موضوع ارث و ژنتيك و تاثيرش در پيدايش پاركينسون مشكل دارند و آن را بي‌تاثير در اين زمينه مي‌دانند، اما هنوز هم بحث ژنتيك در اين خصوص داغ است، به طوري كه ديده شده افرادي كه يك خويشاوند درجه يك آنها به پاركينسون مبتلا بوده، احتمال بروز اين بيماري در آنها 2 تا 3 برابر بيشتر مي‌شود. منظور از خويشاوندان درجه يك همان پدر، مادر، برادر و خواهر است.

ضربات مزمن به سر: داستان عجيب محمدعلي كلي تا مدت‌ها اين باور را در ميان پزشكان پديد آورده بود كه دليل ابتلاي وي به پاركينسون ضربات پياپي به سر و صورت وي بوده كه در مدت سال‌ها ورزش رخ داده است، اما تحقيقات روشن كرد كه اين موضوع تنها يك باور غلط بوده است و علت ابتلاي اين ورزشكار دوست‌داشتني به پاركينسون را بايد در جاي ديگري جست.

تماس با سموم و آفت‌كش‌ها: آفت‌كش‌ها ازجمله تركيباتي هستند كه تقريبا اثراتشان در مورد پاركينسون به اثبات رسيده است؛ البته هم‌اكنون نسل‌هاي جديدتر آفت‌كش‌ها كمتر اين‌گونه‌اند و عموما فرمولاسيون آنها طوري تهيه مي‌شوند كه براي بدن مضر نباشند، اما باز هم به جد به كشاورزان توصيه مي‌شود كه از هر گونه تماس با اين نوع سموم اجتناب كنند.

اثر داروها: از دارو‌ها هم نبايد چشم پوشي كرد به اين شكل كه در برخي تحقيقات پزشكي ديده شده كه برخي داروها مي‌توانند روند پيدايش پاركينسون را روشن كنند. در اين بين نام‌هاي شايعي از داروها به چشم مي‌خورد. داروهايي همچون سديم والپروات براي بيماران تشنجي، متوكلوپراميد يا همين پلازيل خودمان، هالوپريدول دارويي كه در درمان بيماران شيزوفرني كاربرد دارد و كلروپرومازين به عنوان نوعي داروي روانپزشكي.

تاثير جنسيت: مردان بيشتر از زنان در معرض ابتلا به پاركينسون هستند.

سيستم هورمونی: سيستم هورموني در خانم‌ها مي‌تواند در بروز پاركيسنون موثر باشد به اين ترتيب كه كاهش ميزان استروژن در بدن شانس بروز بيماري را بالا مي‌برد، از همين روست كه در خانم‌هاي يائسه يا خانم‌هايي كه رحم آنها به هر دليل برداشته شده، پاركينسون بيشتر ديده مي‌شود.

دشواری های تشخيص بيماری

همه از تشخيص زودرس بيماري مي‌گويند، اما كدام تشخيص زودرس؟ وقتي بيماري خود را در مراحلي نشان مي‌دهد كه 70 تا 80 درصد آن طي شده به اين معناست كه تشخيص زودرس مفهومي ندارد، اما اين روزها متخصصان از غربالگري افراد مسن مي‌گويند به اين شكل كه حداقل بعد از 60 سالگي سالانه يك بار توسط يك متخصص مغز و اعصاب يا يك نورولوژيست معاينه شوند، اما از حق نبايد گذشت كه تا به حال هيچ گونه اقدام پاراكلينيكي همچون آزمايش خون يا تصويربرداري از مغز ابداع نشده كه بتواند قويا پاركينسون را پيش‌بيني كند از اين رو پزشكان تشخيص پاركينسون را تنها براساس شرح‌حال پزشكي و معاينات باليني پيش‌بيني مي‌كنند.

بهترين كاري كه بيمار مي‌تواند براي تشخيص هرچه زودتر بيماري خود انجام دهد اين است كه علائم خود را يادداشت كند. نكته مهم اين است كه حتي علائمي كه ممكن است در ظاهر بي‌ارتباط با پاركينسون هستند هم بايد مورد توجه قرار گيرند. در كنار اين علائم به اطلاعات شخصي مهم ازجمله هرگونه استرس يا تغييراتي كه اخيرا در زندگي بيمار رخ داده هم مي‌بايست توجه شود. در قدم بعدي بايد فهرستي از كليه داروهاي مصرفي حتي ويتامين‌ها و مكمل‌ها تهيه شود.

قبل از مراجعه به پزشك بهتر است سوالاتي كه در ذهن بيمار درباره هر آنچه به مشكلات و درمان‌هاي مرتبط با پاركينسون مربوط است يادداشت شوند. آماده كردن فهرستي از سوالات به بيمار كمك مي‌كند از زمان حضور در مطب پزشك بهترين استفاده را ببرد. در زمان مراجعه به پزشك هم بهتر است يكي از اعضاي خانواده يا يكي از دوستان بيمار او را همراهي كند چراكه گاهي اوقات به خاطر سپردن همه اطلاعاتي كه پزشك در اختيار بيمار مي‌گذارد دشوار است.

درمان‌های نوين برای مبتلايان به پاركينسون

باز هم همه داستان بيماري ما به اينجا ختم مي‌شود كه اين عزيزان چگونه بايد درمان شوند؟

همان طور كه گفتيم، مكانيسم پيدايش پاركينسون به عدم توليد دوپامين در مغز برمي‌گردد از همين رو در سال 1960 با پيدايش دارويي به نام لوودوپا پزشكان توانستند به شكل مصنوعي غلظت دوپامين را در سلول‌هاي مغزي بالا ببرند و از آن سال تاكنون اين دارو به عنوان پاي ثابت درمان پاركينسون به شمار مي‌رود و همه نورولوژيست‌ها اولين دارويي را كه در نسخه بيمارشان مي‌نويسند همين لوودوپا است.

دسته دوم، داروهايي هستند كه به دليل شباهتشان با دوپامين، اثرات آن را در مغز تقليد مي‌كنند و مي‌توانند به دليل شباهتشان اعمال اثر كنند. اين داروها كه از منظر پزشكي به آنها آگونيست دوپامين مي‌گويند در مرحله بعدي جزو پرطرفدارترين داروها در درمان بيماران پاركينسوني به شمار مي‌روند. در اين ميان بروموكريپتين و پرگوليد از قديمي‌ترين‌ها به شمار مي‌روند كه البته اين روزها كمتر سراغشان مي‌روند.

پاركينسون را بعد از آلزايمر شايع‌ترين بيماري تخريب‌كننده بافت مغز مي‌دانند كه سيري كاملا مزمن و البته پيشرونده دارد

مرحله بعدي درمان پاركيسنون كنترل عوارض اين بيماري است. در بخش علائم بيماري گفتيم كندي حركات، ترمور، خشكي دهان و... ازجمله مشكلات پاركينسون است كه طبيعتا اين خواسته منطقي بيمار از پزشكش است كه از او بخواهد اين علائم ناتوان‌كننده تقليل يابد. در اين بين داروهاي آنتي‌كولينرژيك‌ها كه شامل تري هگزيفينيديل و بنزوتروپين است از پرطرفدارترين آنها به شمار مي‌آيد.

مصرف برخي مكمل‌هاي دارويي كه عمدتا از جنس جينكوبيلوبا هستند، توانسته به اين بيماران كمك زيادي كند. جينكوبيلوبا نام گياهي است كه عصاره آن مي‌تواند در حفظ توانايي مغز به بيمار كمك كند؛ البته اين عصاره تنها به بيماران آلزايمري هم ياري رسانده، اما به هرحال توصيه مي‌شود كپسول‌هاي جينكوبيلوبا هر روز يك تا 2 بار و به مدت 6 ماه تا يك سال مصرف شود تا كم‌كم تاثيرش را بگذارد.

آمانتادين هم نوعي داروي ضدويروسي است كه اثرات درماني در بيماران پاركينسوني دارد، از اين رو اگر نام اين دارو را نيز در نسخه‌تان ديديد خيلي تعجب نكنيد.

روش درماني استفاده از كاشت الكترود در هسته‌هاي عمقي مغز (DBS ) ‌ازجمله روش‌هاي موفقيت‌آميز براي درمان بيماري پاركينسون و اختلالات حركتي شديد، است. در اين روش كه در بيماران مبتلا به پاركينسون غيرقابل درمان با دارو صورت مي‌گيرد در هسته‌هاي عمقي مغز در ناحيه «ساب تالاموس» (زير تالاموس)، الكترودهاي خاصي كار گذاشته مي‌شود.اين الكترودها به يك ژنراتور كوچك كه زير پوست سينه فرد قرار مي‌گيرد، متصل است و از طريق ژنراتور، پالس‌هايي به مغز فرد مي‌فرستد و اختلالات حركتي و گفتاري فرد را كنترل مي‌كند، تا جايي كه مي‌تواند به عنوان يك فرد عادي در جامعه ظاهر شود.

زندگي با هر نوع بيماري مزمني مي‌تواند بسيار طاقت‌فرسا و مشكل باشد و طبيعي است كه بيمار در مواجهه با مشكلات حاصل از بيماري احساس خشم، افسردگي و بعضي اوقات دلسردي كند. در اين ميان بيماري پاركينسون هم مشكلات خاصي را با خود به ارمغان مي‌آورد كه حتي ممكن است در مقايسه با ساير بيماري‌ها سخت‌تر باشند چراكه پاركينسون با ايجاد تغييرات شيميايي در مغز مي‌تواند احساس اضطراب و افسردگي را در بيمار تشديد كند. اين عوارض بخصوص در مراحل پيشرفته بيماري يعني وقتي كه فعاليت‌هاي روزمره بيشتر طول مي‌كشد و حتي خوردن و صحبت كردن مشكل ميشود مي‌تواند موجب ياس و نااميدي شديد شوند.

بيماران آلزايمري حداقل هر 2 ماه يك بار بايد توسط پزشكشان ويزيت شوند و تمامي روند دارودرماني در آنها بايد با دقت كنترل شود و هيچ درماني نبايد از ديد پزشك دور باشد.

فيزيوتراپي در اين بيماران جزء ديگري از درمان محسوب مي‌شود كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين بيمارن هر هفته بايد از نظر تقويت عضلات ارادي تحت فيزيوتراپي قرار بگيرند. عضلات طبيعتا در شرف تحليل پيشرونده هستند و اگر اين موضوع ناديده گرفته شود در مدت كوتاهي بيمار زمينگير مي‌شود، از اين رو بيمار را بايد از هر لحاظ حمايت كرد.

خود بيمار نبايد نااميد شود و انجام فعاليت‌هايي كه مي‌تواند روحيه‌اش را از هر نظر بهبود بخشد، مي‌تواند برايش كمك‌كننده باشد. حفظ دوستي‌هاي قديمي و برقراري روابط اجتماعي قوي با ديگران، فعاليت‌هاي ورزشي بويژه از نوع گروهي، كنترل عصبيت‌ها و پرهيز از هر نوع استرس و اضطراب همه و همه مي‌تواند در كنترل بيماري تاثير داشته باشد.

در اين ميان اگرچه ورزش براي سلامت عمومي بدن بسيار مهم است، اما براي حفظ عملكرد در بيماري پاركينسون نقش حياتي دارد.به همين دليل ورزش درماني براي اين بيماران توصيه مي‌شود چراكه مي‌تواند به بهبود تحرك، دامنه حركت و عضلات آنها كمك كند. گرچه برخي ورزش‌هاي خاص نمي‌تواند از پيشرفت بيماري جلوگيري كند،
اما حفظ قوا و چابكي عضلات مي‌تواند به مقابله با گرايشات پيش‌رونده اين بيماري كمك كرده و احساس اعتماد به نفس و توانايي بيشتري به بيمار بدهد.

يبوست ازجمله عوارض ناتوان‌كننده در بيماران پاركينسوني است كه هم به دليل ماهيت خود بيماري است و هم به دليل داروهايي است كه بيمار مصرف مي‌كند. مصرف يك رژيم غذايي پرفيبر شامل سالاد و سبزيجات در هر وعده غذايي و در موارد شديد استفاده از ملين‌ها ازجمله اقدامات درماني به شمار مي‌روند.

در مراحل پيشرفته بيماري از انجام فعاليت‌هايي كه نيازمند دقت بالايي هستند، پرهيز كنيد. كندي حركات خود دليل محكمي براي اين‌گونه پرهيزهاست كه در فعاليت‌هايي همچون رانندگي مي‌تواند براي بيمار تا حدود زيادي خطرناك باشد.

 








توسط : واحد علمی - شنبه 22 آبان 1389 - 15:50:25    خواندن / ارسال نظرات :0

شاخه های اخبار

منوی اصلی

خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:




به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

اخبار دیگر

سیستم RSS

پیگیری اخبار سایت توسط سیستم RSS.
rss1.0
rss2.0
rdf