اطلاع رسانی

http://www.shahmir.org/page.php?26

Paypal


جستجو درمان در منزل دکتر شاهمیر | پرستاری درمنزل | بيمارستان در خانه شما

[/html]

مقاربت دردناك

 نسخه مناسب برای چاپ - افزودن این مطلب به بالاترین افزودن این مطالب به سایت دنباله افزودن این مطلب به سایت کلوب ADD TO DIGG ADD TO REDDIT



Painful intercourse


سلام. زني ?? ساله هستم. ? سال پيش ازدواج کردم. بچه ندارم. ? سال است که به ناتواني جنسي مبتلا هستم به صورتي که هيچ‌گونه ميلي به رابطه زناشويي ندارم حتي برايم عذاب‌آور هم هست. مي‌ترسم اين عامل باعث بروز مشکلات بزرگي در زندگي‌ام شود. لطفا راهنمايي بفرماييد. ممنونم.

مقاربت دردناك يكي از شايع‌ترين علل اختلالات جنسي به‌خصوص در زنان است كه مجموعه‌اي از علل جسمي و رواني اجتماعي ممكن است در ايجاد آن دخيل باشد.

مقاربت دردناك يا در اصطلاح علمي «ديس‌پارونيا»، درد تناسلي مداوم يا تكرار شونده‌اي است كه در زن يا مرد هنگام نزديكي يا قبل يا پس از آن روي مي‌دهد. در دهه‌هاي اخير اين تعريف مورد بازنگري قرار گرفته و به دردي كه هنگام تلاش براي هر نوع دخول به واژن روي مي‌دهد،گفته مي‌شود. مقاربت دردناك غالبا به عنوان يكي از ناتوان‌كننده‌ترين اختلالات درد ناحيه تناسلي به شمار مي‌آيد. اين اختلال در زنان بسيار شايع‌تر از مردان است.

 مقاربت دردناك داراي دو پيامد عمده است: عملكرد جنسي پايين و تجربه پريشاني.

پريشاني به احساسات منفي و ناخوشايندي اشاره دارد كه فرد مبتلا به اختلال مقاربت دردناک ممكن است درباره عملكرد جنسي خود آن را تجربه كند. تجربه پريشاني در تشخيص مقاربت دردناك بسيار مهم است به گونه‌اي که در صورت عدم تجربه پريشاني جنسي تشخيص مقاربت دردناك در مورد بيمار مطرح نمي‌شود.

ميزان شيوع مقاربت دردناك در مطالعه‌هاي مختلف به صورت‌هاي متفاوتي گزارش شده است. بررسي‌هاي انجام شده در مورد ميزان شيوع اين اختلال نشان مي‌دهد اگرچه 33 درصد زنان در فاصله سني 18 تا 70 سالگي دردهايي را طي رابطه جنسي تجربه مي‌كنند، اما فقط 3 تا 5 درصد از آنها واجد ملاک‌هاي تشخيصي مقاربت دردناك هستند. ميزان شيوع مقاربت دردناك در مردان مشخص نيست.

همانند آنچه در مورد ساير دردها مطرح است، مقاربت دردناك نيز هزينه‌هاي چشمگيري را بر فرد و جامعه تحميل مي‌كند.

علاوه بر عملکرد جنسي پايين، زنان مبتلا به مقاربت دردناك از هيجان‌هاي منفي و مشكلات ارتباطي نيز رنج مي‌برند. اختلالات درد حاد معمولا با هزينه‌هاي پزشكي بالا، بهره‌وري شغلي پايين و ساير هزينه‌هاي اجتماعي ديگر همراه است.

از آنجا که اختلال مقاربت دردناک اغلب با اختلال افسردگي، انواع اختلالات اضطرابي و انواع ديگر دردهاي مزمن همراه مي‌شود، بنابراين هزينه‌هاي درمان آن افزايش مي‌يابد. از طرف ديگر، با توجه به اينکه اختلال مقاربت دردناک بر کيفيت زندگي بيماران اثر منفي مي‌گذارد، موضوع اخير به نوبه خود تابلوي باليني بيمار را پيچيده‌تر مي‌کند.

سبب‌شناسي مقاربت دردناك

علل جسمي:

مقاربت دردناك با بعضي از بيماري‌ها و مشكلات جسمي همراه است. براي نمونه، حدود 30 درصد اعمال جراحي كه روي ناحيه تناسلي زنان انجام مي‌گيرد به صورت موقتي موجب مقاربت دردناك مي‌شود. عفونت يا تحريك بقاياي پرده بكارت، انواع مختلف التهاب‌هاي لگن، مجراي مهبل و گردن رحم از جمله مواردي است كه به مقاربت دردناك منجر مي‌شود. مقاربت دردناك گاهي در مردها نيز ديده مي‌شود و اغلب با اختلالي عضوي نظير التهاب پروستات همراه است.

علل رواني:

مقاربت دردناك با ويژگي‌هاي روان‌شناختي مانند ترس، افسردگي، عزت نفس پايين، تنفر، خشم و ارتباط ناصحيح بين زن و شوهر همراه است. مقاربت دردناك ممكن است ناشي از تنش و اضطراب در مورد عمل جنسي باشد. اضطراب مذکور مي‌تواند سبب انقباض غيرارادي عضلات مهبل زن (واژينيسم) هنگام برقراري رابطه جنسي شود.

چنين انقباضي مقاربت را ناخوشايند يا غيرقابل تحمل مي‌كند و پيش‌بيني درد بعدي ممكن است سبب شود تا زن براي هميشه از نزديكي دوري جويد. اگر همسر بدون توجه به آمادگي زن، مقاربت را پيش ببرد مشكل وخيم‌تر مي‌شود. مقاربت دردناك معمولا با واژينيسم در ارتباط است و اغلب با آن ديده مي‌شود. دوره‌هاي مكرر واژينيسم ممكن است منجر به مقاربت دردناك شود.

الگوي زيستي- رواني- اجتماعي بيماري‌‌ها براين باور است که همانند ساير بيماري‌ها، در اختلال مقاربت دردناك نيز تلاش براي جدا كردن جنبه‌هاي روان‌شناختي و جسماني مربوط به اين اختلال، بيهوده است.

مقاربت دردناك تقريبا هميشه برآيندي از هر سه عامل زيستي -رواني -اجتماعي است. درد همواره در بستري زيستي –رواني- اجتماعي روي مي‌دهد و فراخوانده شدن درد به واسطه حضور ديگران (مثل همسر) شكل پيچيده‌اي از عوامل موثر در بروز اين اختلال را نشان مي‌دهد.

بنابراين، تلاش براي يافتن يك عامل به عنوان علت اصلي اختلال مقاربت دردناک تلاشي بيهوده است و بايد عوامل مختلف جسمي، رواني و اجتماعي را در بروز اين اختلال در نظر گرفت. براي نمونه، بسياري از زنان مبتلا به مقاربت دردناك پيشينه‌اي از عفونت واژني را گزارش مي‌كنند.

آنها حتي گاهي براين باور باشند كه عفونت مهم ترين عامل ايجاد دردشان است. اين زنان ممکن است طي فرآيند درمان‌هايي که با هدف از بين بردن عفونت‌‌ها صورت مي‌گيرد، از برقراري رابطه جنسي اجتناب مي‌کنند. براساس قوانين يادگيري، اين اجتناب ممکن است حتي پس از بهبود عفونت ادامه يابد و به الگوي ديرپاي زندگي جنسي تبديل شود.

بنابراين، عفونت ممكن است عامل اوليه اختلال باشد اما با گذشت زمان عوامل هيجاني (مثل اضطراب و گوش به زنگي) و ارتباطي (مثل احساس گناه و خشم) مي‌توانند نقش مهم‌تري را دراستمرار اختلال مقاربت دردناک ايفا كنند.

همان‌طور كه عوامل موثر در بروز و تداوم اين اختلال چندگانه است، براي ارزيابي و درمان آن نيز بايد از روش‌هاي متعددي استفاده كرد. مطلوب آن است که بيمار مبتلا به مقاربت دردناك توسط گروهي از متخصصان شامل اورولوژيست، روان شناس باليني، روان‌پزشک و متخصص زنان و زايمان مورد بررسي قرار گيرد.

انتخاب درمان

رويکردهاي درماني به اختلال مقاربت دردناک را به طور کلي مي‌توان به دو دسته درمان‌هاي جنسي کوتاه مدت و بلندمدت تقسيم کرد.

درمان‌هاي جنسي کوتاه مدت شامل آموزش و ارائه رهنمودهاي مناسب به بسياري از افرادي است که با اختلال مقاربت دردناک به درمانگاه‌هاي عمومي مراجعه مي‌کنند. اين نوع مداخله‌هاي کوتاه مدت به‌خصوص هنگامي مناسب است که اختلال مقاربت دردناک تازه شروع شده باشد، نياز به آموزش به شدت احساس شود و زن و شوهر براي حل مشکل خود مشتاق باشند و تلاش‌کنند.

درمان‌هاي جنسي بلند مدت در مواردي مناسب است که دست کم چند ماه از شروع اختلال مقاربت دردناک گذشته باشد، کوشش‌هايي که زن و شوهر براي حل مشکل خود به عمل آورده‌اند به موفقيتي منجر نشده باشد، عوامل روان شناختي در شروع يا تداوم اختلال مقاربت دردناک نقش بارزي داشته باشند و اختلال مقاربت دردناک کل زندگي زن و شوهر را تهديد کند.

سلامت











توسط : واحد اخبار - سه شنبه 24 اسفند 1389 - 06:57:57    خواندن / ارسال نظرات :0

منوی اصلی

خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:




به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

اخبار دیگر

سیستم RSS

پیگیری اخبار سایت توسط سیستم RSS.
rss1.0
rss2.0
rdf